صعود موفقیت آمیز آقای مجید ربیع پور به قله علم کوه از مسیر گرده آلمانها را تبریک عرض می نمائیم
۲۰ مرداد ۱۳۸۹
۲۳ تیر ۱۳۸۹
۲۲ تیر ۱۳۸۹
18/4/1389
منطقه حصار چال
ساعت 7:15 از قرارگاه رودبارک به سمت تنگه گلو حرکت می کنیم ساعت 8:30 پیاده روی به سمت حصار چال را آغاز کردیم هدف دیدن دریاچه بالای حصار چال بود پس از رسیدن به حصار چال و صرف صبحانه حرکت کردیم
حصار چال پر از چادر کوهنوردانی بود که از شهرهای مختلف کشور و تعدادی هم از کوهنوردان خارج از کشور برای صعود به قلل اطراف به خصوص قله علم کوه به منطقه آمده بودند
پس از رسیدن به دریاچه و دیدن آنهمه زیبایی و گرفتن انرزی اعضای گروه تصمیم به صعود گرفتند
تصمیم گرفته شد به قله 4330 متری گردونه کوه صعود کنیم
خوشبختانه تمامی اعضای گروه موفق به صعود به قله شدنداعضای صعود کننده در این برنامه : خانمها : نسیم همتی - نغمه همتی - سارا همتی - فاطمه فرهادی و آقایان مازیار عسگریان و مهران خالقی و ازوجی و داوودی بودند
آقای مجید ربیع پور و به همراه مهمان برنامه پس از جدا شدن در منطقه حصار چال موفق به صعود به قله های منار و ستاره گشتند
از اینکه در این برنامه هم تعدادی از اعضای گروه برای اولین بار موفق به صعود بالای 4000 متر شدندباعث خوشحالی تمامی اعضای گروه شد
این امر نشان از توان بالا و همت جوانان کلاردشتی دارد که باید مسئولین ذیربط نسبت به توسعه این ورزش فرحبخش در منطقه گامهای اساسی بردارند
منطقه حصار چال
ساعت 7:15 از قرارگاه رودبارک به سمت تنگه گلو حرکت می کنیم ساعت 8:30 پیاده روی به سمت حصار چال را آغاز کردیم هدف دیدن دریاچه بالای حصار چال بود پس از رسیدن به حصار چال و صرف صبحانه حرکت کردیم
حصار چال پر از چادر کوهنوردانی بود که از شهرهای مختلف کشور و تعدادی هم از کوهنوردان خارج از کشور برای صعود به قلل اطراف به خصوص قله علم کوه به منطقه آمده بودند
پس از رسیدن به دریاچه و دیدن آنهمه زیبایی و گرفتن انرزی اعضای گروه تصمیم به صعود گرفتند
تصمیم گرفته شد به قله 4330 متری گردونه کوه صعود کنیم
خوشبختانه تمامی اعضای گروه موفق به صعود به قله شدنداعضای صعود کننده در این برنامه : خانمها : نسیم همتی - نغمه همتی - سارا همتی - فاطمه فرهادی و آقایان مازیار عسگریان و مهران خالقی و ازوجی و داوودی بودند
آقای مجید ربیع پور و به همراه مهمان برنامه پس از جدا شدن در منطقه حصار چال موفق به صعود به قله های منار و ستاره گشتند
از اینکه در این برنامه هم تعدادی از اعضای گروه برای اولین بار موفق به صعود بالای 4000 متر شدندباعث خوشحالی تمامی اعضای گروه شد
این امر نشان از توان بالا و همت جوانان کلاردشتی دارد که باید مسئولین ذیربط نسبت به توسعه این ورزش فرحبخش در منطقه گامهای اساسی بردارند
با سلام خدمت تمامی دوستان
مورخ 7/3/89
برنامه یک روزه به قله سیاکمان انجام شد
بدلیل محدودیت زمانی تنها آقایان مجید ربیع پور و عباس گلعین موفق به صعود قله شدند و بقیه اعضای گروه در ارتفاع 4300 متر متوقف و بنا به صلاحدید مجبور به بازگشت شدند
البته این اولین برنامه بالای 4000 متر گروه آنهم در یک روز بود که فراتر از حد انتظار گروه بود
دوستانی که در این برنامه به ارتفاع بالای 4000 متر رسیدند خانمها : فاطمه فرهادی- آیدا اصفهانی - میترا ملاسلطانی- و آقایان مجتبی عسگریان - امیر فرهنگ حاتمی- ابراهیم حمیدی و مهمان برنامه مصطفی حاتمی و مشتاقی بودند
مورخ 7/3/89
برنامه یک روزه به قله سیاکمان انجام شد
بدلیل محدودیت زمانی تنها آقایان مجید ربیع پور و عباس گلعین موفق به صعود قله شدند و بقیه اعضای گروه در ارتفاع 4300 متر متوقف و بنا به صلاحدید مجبور به بازگشت شدند
البته این اولین برنامه بالای 4000 متر گروه آنهم در یک روز بود که فراتر از حد انتظار گروه بود
دوستانی که در این برنامه به ارتفاع بالای 4000 متر رسیدند خانمها : فاطمه فرهادی- آیدا اصفهانی - میترا ملاسلطانی- و آقایان مجتبی عسگریان - امیر فرهنگ حاتمی- ابراهیم حمیدی و مهمان برنامه مصطفی حاتمی و مشتاقی بودند
۳ خرداد ۱۳۸۹
گزارش برنامه کلجاران
کلجاران
امروز آخرین روز از ماه اردیبهشت است و خوشبختانه جمعه ای دیگر را می خواهیم در طبیعت باشیم .
اکنون ساعت 6:30 صبح است و تقریبا ً همه افراد گروه که تعدادشان 12 نفر است در کنار درب ورودی قرار گاه کوهنوردی منتظرو آماده رفتن هستند . دره چاکنو با آن همه زیبایی و سر سبزی محسور کننده اش نظرمان را جلب می کند . دقایقی بعد سوار ماشین وانت (یکی از افراد گروه ) می شویم و رودبارک را به منطقه کلجاران ترک می کنیم . پس از گذشت تقریبا ًَ 1 ساعت به بریر می رسیم . کوله ها را بر دوش می گیریم و در ساعت 8 صبح رفتن را آغاز می کنیم . مسیرمان در سمت راست منطقه بریر است که از همان ابتدا در دره واقع شده است . آب رودخانه ایی که از کلجاران ، نقار نفار و ... سرچشمه گرفته است به استقبالمان می آید . همه مسیر پر از سر سبزی است که با گلهای وحشی بهاری آذین بسته شده است . رنگ زرد و صورتی گلها خیلی خودنمایی می کند و هر چه بیشتر می رویم ارتفاع علف های صحرایی بیشتر می شود . از آنجا که مسیر مالرو کاملا ً در کف دره کلجاران واقع شده است رفتن خیلی راحت به نظر می رسد چرا در مسیرمان از رودخانه هم باید عبور کنیم .اکنون آفتاب کاملا ً گرممان می کند و بر آن می شویم تا صبحانه را در همسایگی چشمه ایی بخوریم . اکنون ساعت 9:30 دقیقه است و ما به چشمه (صاف کش ) می رسیم که کاملا ً در مسیر رودخانه نیز هست . پس از تقریبا ً 1 ساعت به راهمان ادامه می دهیم . تعدادی از بچه ها به قصد چیدن قارچ کمی پراکنده شده اند اما گویی زمان مناسبی برای اینکار نیست چرا که افراد محل قبلا ً به اینجا آمده اند و کاملا ً منطقه را جستجو کرده اند ، همچنانکه بالاتر می رویم بقایای گوسفند سرایی را می بینیم که کاملا ً خالی از گوسفند و چوپان است . از آنجا نیز می گذریم . هر چه بالاتر می رویم به ظهر نزدیکتر می شویم و بقایای بهمن را در زیر پاهایمان لمس می کنیم . برفی که روی هم تلمبار شده در طول مسیر با گل و لای آغشته شده است و سفیدیش را از دست داده است .
ظهر را پشت سر می گذاریم و در ساعت 1:30 به منطقه دوراهی کلجاران می رسیم که ارتفاع منطقه 3150 متر می باشد . همانجا اطراق می کنیم تا ناهارمان را بخوریم . آفتاب بالای سرمان آرامش خاصی را ایجاد می کند . اکنون قله نقار نفار روبرویمان خود نمایی می کند که هنوز پوشیده از برف است . در منطقه ایی که هستیم رویش گیاه کمی کمتر شده است و ما در کنار رودخانه و در لابلای سنگ ها بساط ناهار را می گستریم . چون هدفمان رفتن به قله نیست کمی بیشتر از قبل استراحت می کنیم .ساعت 3 بعداز ظهر به راه می افتیم و مسیر برگشتی را آغاز می کنیم . اکنون می دانیم که باید موانع زیادی را پشت سر بگذاریم که همگی پریدن از رودخانه است که این موضوع هیجان خاصی را ایجاد کرده است . آنقدر همبستگی و همدلی افراد گروه پس از گذشت 8 ماه زیاد شده است که در طول مسیر مقدمات برنامه بعدی را برنامه ریزی می کنند .
به منطقه صاف کش می رسیم و در پای چشمه آبی می نوشیم تا خستگی مان را کمتر احساس کنیم .به راهمان ادامه می دهیم ولی گویی هر چه بیشتر به پایان نزدیکتر می شویم خسته تر می شویم چرا که از سر سبزی بهار دور تر می شویم . در تمام طول مسیر آفتاب و رودخانه همراهیمان می کنند تا اینکه در ساعت 5:30 بعدازظهر به بریر می رسیم . حالا دیگر باید آنقدر مسیر جاده را برویم تا به قرار گاه کوهنوردی رودبارک برسیم چرا که خبری از وانت نسیت . مهی تقریبا ً غلیظ از پایین دره رودبارک کم کم بالا می آید و ما غروب را بیشتر احساس می کنیم .پس از گذشت تقریبا ً 2 ساعت اکنون به منطقه (وننو) رسیده ایم. خستگی ناشی از مسیر جاده ای افراد را کمی نا توان کرده ولی خوشبختانه یکی از افراد محلی سوارمان می کند ، همچنان که مه غلیظ در نگاه خندان وهیاهوی شیرین افراد گروه می لغزد و دوان دوان به سوی قله های پر برف می رود ، ما نیز به قرار گاه نزدیک می شویم و بیاد می آوریم که :
طولانی ترین سفرها با اولین گام ها آغاز می شود
اعضای گروه : مازیار ازوجی -عباس گلعین - مازیار عسگریان - مجتبی عسگریان - میثم باقریان - مریم باقریان - آیدا اصفهانی - مهنا ابوالقاسمی - نسیم همتی - سارا همتی - معصومه فرضی
به قلم خانم معصومه فرضی
امروز آخرین روز از ماه اردیبهشت است و خوشبختانه جمعه ای دیگر را می خواهیم در طبیعت باشیم .
اکنون ساعت 6:30 صبح است و تقریبا ً همه افراد گروه که تعدادشان 12 نفر است در کنار درب ورودی قرار گاه کوهنوردی منتظرو آماده رفتن هستند . دره چاکنو با آن همه زیبایی و سر سبزی محسور کننده اش نظرمان را جلب می کند . دقایقی بعد سوار ماشین وانت (یکی از افراد گروه ) می شویم و رودبارک را به منطقه کلجاران ترک می کنیم . پس از گذشت تقریبا ًَ 1 ساعت به بریر می رسیم . کوله ها را بر دوش می گیریم و در ساعت 8 صبح رفتن را آغاز می کنیم . مسیرمان در سمت راست منطقه بریر است که از همان ابتدا در دره واقع شده است . آب رودخانه ایی که از کلجاران ، نقار نفار و ... سرچشمه گرفته است به استقبالمان می آید . همه مسیر پر از سر سبزی است که با گلهای وحشی بهاری آذین بسته شده است . رنگ زرد و صورتی گلها خیلی خودنمایی می کند و هر چه بیشتر می رویم ارتفاع علف های صحرایی بیشتر می شود . از آنجا که مسیر مالرو کاملا ً در کف دره کلجاران واقع شده است رفتن خیلی راحت به نظر می رسد چرا در مسیرمان از رودخانه هم باید عبور کنیم .اکنون آفتاب کاملا ً گرممان می کند و بر آن می شویم تا صبحانه را در همسایگی چشمه ایی بخوریم . اکنون ساعت 9:30 دقیقه است و ما به چشمه (صاف کش ) می رسیم که کاملا ً در مسیر رودخانه نیز هست . پس از تقریبا ً 1 ساعت به راهمان ادامه می دهیم . تعدادی از بچه ها به قصد چیدن قارچ کمی پراکنده شده اند اما گویی زمان مناسبی برای اینکار نیست چرا که افراد محل قبلا ً به اینجا آمده اند و کاملا ً منطقه را جستجو کرده اند ، همچنانکه بالاتر می رویم بقایای گوسفند سرایی را می بینیم که کاملا ً خالی از گوسفند و چوپان است . از آنجا نیز می گذریم . هر چه بالاتر می رویم به ظهر نزدیکتر می شویم و بقایای بهمن را در زیر پاهایمان لمس می کنیم . برفی که روی هم تلمبار شده در طول مسیر با گل و لای آغشته شده است و سفیدیش را از دست داده است .
ظهر را پشت سر می گذاریم و در ساعت 1:30 به منطقه دوراهی کلجاران می رسیم که ارتفاع منطقه 3150 متر می باشد . همانجا اطراق می کنیم تا ناهارمان را بخوریم . آفتاب بالای سرمان آرامش خاصی را ایجاد می کند . اکنون قله نقار نفار روبرویمان خود نمایی می کند که هنوز پوشیده از برف است . در منطقه ایی که هستیم رویش گیاه کمی کمتر شده است و ما در کنار رودخانه و در لابلای سنگ ها بساط ناهار را می گستریم . چون هدفمان رفتن به قله نیست کمی بیشتر از قبل استراحت می کنیم .ساعت 3 بعداز ظهر به راه می افتیم و مسیر برگشتی را آغاز می کنیم . اکنون می دانیم که باید موانع زیادی را پشت سر بگذاریم که همگی پریدن از رودخانه است که این موضوع هیجان خاصی را ایجاد کرده است . آنقدر همبستگی و همدلی افراد گروه پس از گذشت 8 ماه زیاد شده است که در طول مسیر مقدمات برنامه بعدی را برنامه ریزی می کنند .
به منطقه صاف کش می رسیم و در پای چشمه آبی می نوشیم تا خستگی مان را کمتر احساس کنیم .به راهمان ادامه می دهیم ولی گویی هر چه بیشتر به پایان نزدیکتر می شویم خسته تر می شویم چرا که از سر سبزی بهار دور تر می شویم . در تمام طول مسیر آفتاب و رودخانه همراهیمان می کنند تا اینکه در ساعت 5:30 بعدازظهر به بریر می رسیم . حالا دیگر باید آنقدر مسیر جاده را برویم تا به قرار گاه کوهنوردی رودبارک برسیم چرا که خبری از وانت نسیت . مهی تقریبا ً غلیظ از پایین دره رودبارک کم کم بالا می آید و ما غروب را بیشتر احساس می کنیم .پس از گذشت تقریبا ً 2 ساعت اکنون به منطقه (وننو) رسیده ایم. خستگی ناشی از مسیر جاده ای افراد را کمی نا توان کرده ولی خوشبختانه یکی از افراد محلی سوارمان می کند ، همچنان که مه غلیظ در نگاه خندان وهیاهوی شیرین افراد گروه می لغزد و دوان دوان به سوی قله های پر برف می رود ، ما نیز به قرار گاه نزدیک می شویم و بیاد می آوریم که :
طولانی ترین سفرها با اولین گام ها آغاز می شود
اعضای گروه : مازیار ازوجی -عباس گلعین - مازیار عسگریان - مجتبی عسگریان - میثم باقریان - مریم باقریان - آیدا اصفهانی - مهنا ابوالقاسمی - نسیم همتی - سارا همتی - معصومه فرضی
به قلم خانم معصومه فرضی
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
گزارش برنامه سرچال
یا علی
یا علی مدد خدمت دوستان عزیزم .
در تاریخ 27/2/1389 دوستان عزیز گروه کرما (CM) برای بار دوم به سمت سرچال حرکت نمودیم .ساعت 5:45 دقیقه روبروی درب اصلی فدراسیون بودیم .بعد از احوال پرسی یکدیگر ساعت6 با نیسان آقای ابراهیم حمیدی به سمت بریر حرکت نمودیم. در طول راه همه خندان و شارژ بودیم و همه دوستان با یک هارمونی عجیبی با هم یکدست بودیم.ناگهان در اکاپل اولین سگ با پارس کردنش دل یکی از بچه ها را ترکاند و بالا تر دو عدد سگ هم همینطور.
ساعت 7 به بریر رسیدیم که با دیدن قله ی سیاه کمان که بر رویش کمی برف نشسته بود و آفتاب که تازه طلوع کرده بود و هوایی که صاف بود یک انرژی عجیبی به دوستان داد . اول شمارش کردیم که 13 نفر بودیم سپس حرکت کردیم بعد از کمی راه ، ساعت 7:30 دقیقه به منطقه ای بنام کلمک سی رسیدیم چون در این موقع سال خیلی مسیر سرچال زیباست بچه ها هم عکس میگرفتند و هم از نگاه کردن لذت میبردیم.تا ساعت8:15 به کشتی سنگ رسیدیم و صبحانه را بالای کشتی سنگ خوردیم و آنجا هم دوعدد کتری که یکی بینی عمل کرده و دیگری بدون عمل نظر همه را جلب کرد تا جایی که تا اخر برنامه همه میخندیدند.
ساعت 9:05 دقیقه حرکت کردیم ساعت 10:30 بعد ازطی مسیر دارای شیب تقریباً زیاد به کنگلک پایین (3190 متر) رسیدیم چون این بنده ی حقیر دو روز پیش سر چال امده بودم در بالا تر از کنگلک پایین من و اقای نقوی دیدیم اب چشمه خراب شده آمدیم که درست کنیم که تگرگ دلچسب بهاری امد و ما مجبور به رفتن شدیم پس تصمیم گرفتم اب را هم برای گروه خودمان و برای گروه های دیگر درست کنم ، ساعت 11:27 به کنگلک بالا (3339 متر) رسیدیم.در طول تمام مسیر عزیزان خیلی خوب راه میامدند که با عث افتخار کلاردشت بودند .
ساعت 12:05 دقیقه به لز بنک (3613 متر) که بیشتر کوهنوردان انجا دچار کوه گرفتگی میشوند بازم انجا بچه ها ثابت کردند که کوهنوردی در خونشان هست ولی فقط اموزش داده نشده است که آن مسئولیت هم بر دوش اقای ازوجی است که ما را اموزش بدهند .سپس ساعت 12:30 به پناهگاه سرچال (3723 متر) رسیدیم که چون خورشید داغ بود و هوای صاف قله ی های سیاه کمان،سیاه سنگ ، چالون ، شاخک ها ، علم و تخت سلیمان کاملاً نمایان بود و فقط نگاه میکردیم و عکس یادگاری میگرفتیم .بعد از غذا خوردن ناگهان هوا بس ناجوانمردانه سرد شد . ساعت 1:56 دقیقه بازگشتیم که دیدیم آقای فروتن اصفهانی به سمت پناهگاه میایند باهم احوال پرسی کردیم که اقای اصفهانی هم با ما بازگشتند . رسیدیم لزبنک از اقای ازوجی خواهش کردیم که کمی اسکی بدون چوب اسکی بکنیم ایشان هم اول خود ر فتند تا اگر ما لیز خوردیم ما را نگه دارد.
بعد تا کنگلک بالا اسکی کردیم که خیلی لذت بردیم .
ساعت 4:15 به کشتی سنگ رسیدیم که کمی میوه و پسته و... خوردیم و به سمت پایین حرکت کردیم.
ساعت 5:30 به بریر رسیدیم و دوباره سوار بر نیسان اقای حمیدی شدیم و دو باره سگ ... ( کسی نیست جلوی این سگ ها را بگیره )
سپس به فدراسیون رفتیم و چای خوردیم و دوباره اقای حمیدی زحمت کشیدن ما را تا محل بردند و انجا یا علی گفتیم و خسته نباشید و رفتیم.
به امید حق همه عاقبت به خیر شویم و قبل از اینکه کوهنورد خوبی شویم مرد بون در کوه، مبارزه با سختی ، کمک کردن به دوست را یاد بگیریم . یا حق
نکته : این برنامه از نظر خودم دارای یک بار معنوی،عرفانی بود و این را با تمام وجود حس کردم .تمام دوستان مثل یک نوت موسیقی که همه روی خط حامل قرار گرفتیم و اقای ازوجی هم ریتم را به ما میدهد ما با هم تشکیل یک ملودی زیبای اهورایی را میدهیم .
اعضای گروه:مازیار ازوجی- مجتبی عسگریان- میثم باقریان-ابراهیم حمیدی-فروتن اصفحانی-مجید ربیع پور-فاطمه فرهادی –حمید رضا مسلمی-محمد رضا مسلمی-آیدا اصفهانی – نسیم همتی- ساراهمتی- معصومه فرضی-واین بنده ی حقیر سر تا پا تقصیر امیر فرهنگ حاتمی.
اشتراک در:
پستها (Atom)

